سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
99
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
را به عهده گرفت . « ام الفضل » گفته كه در يكى از آن اوقات ، امام حسين عليه السّلام را بحضور پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بردم . حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله كودك را از من گرفت و داشت او را نوازش مىكرد و مىبوسيد ، كه ناگهان كودك در دامن پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، بول كرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى ام الفضل ! فرزندم را بگير كه روى دامنم بول كرد . او را از حضرت گرفتم و به منظور ادب كردن نيشگان گرفتم طورى كه صدايش به گريه بلند شد و گفتم : با رفتارى كه كردى پيغمبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را آزردى ! پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : ( او مرا ناراحت نكرد بلكه ) اى ام الفضل ! از اينكه تو فرزندم را به گريه آوردى ، مرا آزردى ! ! سپس دستور داد آب حاضر كردند و يك بار آب روى جامه و بدنش ريخت و فرمود : اى امّ الفضل ! هر گاه كودك پسر باشد و چنين رفتارى از او به ظهور برسد ، با ريختن يك بار آب بر روى جامه يا بدن ، پاك مىشود و نيازى به فشردن لباس نيست و اگر دختر باشد علاوه بر ريختن آب ، قسمت نجس آن را هم بايد فشرد . مؤلف گويد : « ابن حجر » اين حديث را در [ اصابه 8 / 267 ] با اندك اختلافى در الفاظ حديث ، نقل كرده است . [ همان كتاب 8 / 204 ] به سند خود ، از « قابوس بن مخارق » روايت مىكند كه « ام الفضل » در خواب ديد ، گويا عضوى از اعضاى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در خانهء او افتاده است . از اين خواب وحشت كرد و بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد و خوابش را به عرض رسانيد . حضرت فرمود : خواب خوبى است ، اگر خدا بخواهد ، به زودى خداى تعالى پسرى به فاطمه عليها السّلام اعطا خواهد كرد كه تو او را با فرزندت « قثم » شير خواهى داد و دايگى او را به عهده خواهى گرفت . ديرى نپاييد كه امام حسين عليه السّلام متولد شد و كودك را در اختيار من گذاردند . و او را شير دادم تا به راه افتاد . در يكى از اوقات ، كودك را حضور مبارك بردم . پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله او را در دامت خود گرفت و نوازش مىكرد كه ناگهان كودك روى جامهء پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله ادرار